گذشت اما سخت ...

هیچ وقت فکر نمی کردم چیزی بتواند مرا چهار پنج ماه از اینترنت و ایمیل و فیس بوک و وبلاگ بندازد ...

هیچ وقت فکر نمی کردم چیزی بتواند مرا سه ماه از فیلم و فیلم دیدن دور نماید و من مدتها قیافه لپ تاپ عزیزم را نبینم .

هیچ وقت اصلنش فکر نمی کردم طاقت بیارم و چندین ماه دست به هیچ رمان و کتابی نزنم و تو هیچ کتاب فروشی پی کتابای پر فروش و روز نباشم .

هیچ وقت فکر نمی کردم چیزی باشد که مرا از مسافرت و بیرون رفتن با رفقا بیندازد .

هیچ وقت فکر نمی کردم دو ماه طاقت بیارم و ورزش نکنم .

هیچ وقت فکر نمیکردم یک ماه و نیم رنگ دار و درخت و ماشین و شهر و آدم ها را و مهمتر از همه خورشید را نبینم ...

اصن در زمینه بیش فعال بودن بنده نمی گنجید اینکه روزی هیجده ساعت این ماه آخری بشینم رو یه صندلی و سرم خم باشه رو کتاب ... اصن هیچ وقت نمی تونستم تصورش رو بکنم که روزی برسد که ناهار خوردن و شام خوردن و غذا از یاد من شکمو بره !!

تنها چیزی که می تونست این همه بلا سر من بیاره این امتحان کوفتی ر   ز   ی  د نتی  بود ....

وقتی همه رزیدنتا می گفتن ما سر خوندن واسه این امتحان تغییر شخصیت دادیم . اگرسیو شدیم . مضطرب شدیم ... من باورم نمی شد . وقتی بعضی دوستام میگفتن ما دو سه دور خوندیم و رفتیم سر جلسه مجاز نشدیم من میگفتم اینا خنگن ! اوه من تو عمرم واسه هیچ امتحانی سه دور نخوندم . یه دور می خوندم جواب می داد. حتما واسه این امتحان هم همینطوریه! ... ولی الان به همه این حرفا ایمان آوردم . من هم دپرشن و اضطراب و احساس مرگ و نا امیدی و خودکشی و دگر کشی و اینا همه رو تو این مدت تجربه کردم .

نمی دونم یه هو چی شد . شاید سختی محل طرحم بود . یه چیزی بود خلاصه . که یه هو من تصمیم گرفتم سه ماهه بخونم واسه این امتحان .علی رغم همه موج منفی ها که میگفتن یه سال هم بخونی کمه چه برسه به دو سه ما ه .. ولی فقط می دونم داغون شدم . این آخری ها از دی وی تی شدنم مطمئن بودم فقط دعا می کردم تا روز امتحان دووم بیارم . !!‌ شدت مسئله به حدی بود که این اواخر پدر جان ما را مرحوم سارا صدا می زد و میگفت آدم ....... بشه دکتر نشه !!چی می خوای از زندگیت دیگه بچه !؟! و به همه میگفت سارا زنده نمیمونه چون رنگمان شده بود عینهو میت ...

حالا خدا رو شکر . با شمردن کلید ها امیدوار شدم . اگه این طوری که بچه ها میگن خیلی تقلب نشه و رتبه ها هم خوب بیاد ... !!

از شروع اینترنی ام با اون کشیکای جانانه ام و سال پیش که فارغ التحصیل شدم و فرتی با سرعت نور طرحم رو اونم در اون جای شلوغ  شروع کردم انگار اگه  دیر برم جامو میگیرن!!! تا سه ماه پیش که طرحم تموم شد و تا خود آلان من روی استراحت به خود ندیدم . نمی دونم چرا دوست دارم همه چیو ام پی 4 کنم !!! فشرده فشرده . انگار دارن دنبالم می کنن منم همش باید بدوم ! نیشخند

/ 19 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ارسلان

خدا قوت شیر سارا، بالاخره برگشتی [نیشخند]

german_cardiologist

اخذ پذيرش تخصص از كشور آلمان وي‍‍ژه پزشكان عمومي (از دانشگاههاي مورد تاييد وزارت بهداشت ايران) german_cardiologist@yahoo.com

سلام-از اینکه امیدوار شدی خوشحالم(با اینکه نمی شناسمت و دوست هم ندارم بشناسمت)از شنیدن خبرهای خوب از انسانهای با اراده خوشحال میشم.شما هم یکی از اونها.

german_cardiologist

اخذ پذيرش تخصص از كشور آلمان وي‍‍ژه پزشكان عمومي (از دانشگاههاي مورد تاييد وزارت بهداشت ايران) german_cardiologist@yahoo.com

پریچهر

خعععععععععععععععععععلییییییی خسته نباشییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خانوم دکتر..

ایرمان

اوه اوه شیر سارا چه کرده!ایشا... قبول میشی..منم ایشا...سه تا کشیک دیگه از این خراب شده طرح راحت میشم.

ali

دکتر جان کارت درسته . بارک ا.... به این سخت کوشی. همیشه شاد و پیروز باشی مخصو صا تو امتحان دستیاری.[گل]

شیوا

سلام من یه تازه واردم ومنم امتحان دندم ولی......... بگذریم انشالله هر چی دوست داری قبول بشی

خانم کوچولو

بزنم به تخته چه همتی داری شیر سارا!!....همین طور فشرده همه علم ها رو می اندوزی دیگه چیزی واسه بقیه نمی مونه ها!![چشمک] خدا قوت....موفق باشی

نسرین

خسسسسسسسسته نباشید . من که میدونم به اینم فکر نمیکنی که روزی مزدوج بشی ولی میشی [نیشخند][شیطان]