?!!...I'm The Same

نشسته ایم در پانسیون روپوش به تن و مقنعه به سر خیر سرمان روز تعطیل است اما ما از صبح ساعت هفت صبح تا ظهر ساعت یک ونیم فیکس درمانگاه بودیم و انگار نه انگار که ما پزشک خانواده ایم !!و خلاصه نشسته ایم داریم ناهار می خوریم که یه موتور از این قارقارکی ها انگار که دم در پانسیون ما پارکینگ اختصاصی باباشان است تر و تر می یان دم در و ابتدا با لگد و دست و پا و کلید و سکه و اینا در عرض یک دقیقه در پانسیون ما را استاد می کنند و بعد دست می گذارند روی زنگ!!! بعد ما می رویم پشت در و قاط هم زده ایم اخر دوستمان که دیشب کشیک بوده خواب است بدبخت !! خلاصه همان طور که قاط زده ایم میگیم بله !!!بلهههههههههههههههههههههههههه!!! بلههههههههههههههههههههه!!! جواب نمی دهند !!

بله بفرمایید !!"؟؟؟؟؟

جواب می دهند که خوب در باز که نیست ما بفرماییم !!!(بعد چند بار تکرار این موضوع و اینکه ما فهمیدیم اینها معننی بفرمایید را نمی فهمند از کلمه شیک کیهههههههههههههههههههههههههههههههههه!! جهت اینکه بفهمیم کی پشت دره استفاده می نمودیم!!)

چی شده مریض داری ؟!!
بله !
 خوب چرا اومدی اینجا ؟

پس کجا بریم ؟

اقا این جا خونه است . سواد نداری پشت در نوشتیم !!برید درمانگاه به من زنگ می زنن من می یام .

درمانگاه کجاست ؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!

اقا درمانگاه به اون گندگی با اون تابلوی گنده اش اون وسط رو نمی بینی این خونه یه وجبی ما رو دیدی؟!!!اونا اون ساختمون گنده هه اون وسط برو من الان می یام!!!!!!!!!

 

خلاصه وقتی می بینیمشان کلی دعواشان می کنیم که این چه طرز در زدننه ؟ در خونه فامیلاتم همین طوری درمی زنی؟خجالت بکش .یه کم فرهنگ داشته باش. اصلا چرا اومدی د رخونه ؟ اونجا غیر من هم زندگی می کنند...که در جواب می شنویم ببخشید آی دکتر ما ندیدیم در خونه زنگ هست در زدیم !!!!!!!!!!!!! گفتم خب همون زنگ رو هم که سوزوندی که !!

مریضمون بد حال بود ....

خب مریضتون چه طورشونه ؟ (مریض یه خانمی هست یه کمی بی حال که خودشو بی حال تر نشون می ده )

خونش وایستاده آی دکتر !!!

چی شده ؟

خونش وایستاده !!
حالا خدایی نه خدایی شما باشین چی فکر می کنین با این شکایت ؟!!
1-  بی هوش شده ؟

2 – قلبش گرفته ؟

3- نفسش گرفته ؟

4- خونش توی پایی جایی لخته شده ؟

سرش گیج رفته ؟ارست کرده ؟!

5- هیچ کدام

بله گزینه هیچ کدام است .

جواب: مریض حامله است و ویار و تهوع استفراغ حاملگی دارد !!!

حالا اینکه من بعد چه قدر وقت سرو کله زدن با اینا به این موضوع پی بردم دیگه اون در تخصص خودمه که دارم چند ماه با اینا زندگی می کنم !!ولی هنوزم رابطه تهوع استفراغ حاملگی رو با وایستادن خون درک نکردم !!!

************************

یه بار یه بچه رو اورده بودن با شکایت زنبور گزیدگی وسط پیشونی اش . بچه هم لب و دهنش همه تورم پیدا کرده بود و من داشتم معاینه می کردم یه هو انژیو ادم وسیع نباشه . که مادرش گفت تو مدرسه بود که گزیدش اوردنش خونه برف گذاشتم روش ...

من گفتم افرین افرین خوب کاری کردی !!داشتم از خوشحالی ذوق می کردم که یه ادم فهمید که باید روی جای زنبور اینا کمپرس یخ بزاره و داشتم می گفتم الانم رفتی خونه روش یخ بزار !! که مامای مرکز گفت خانم دکتر برفک یخچالو نمیگه که . اینا به پودر لباسشویی میگن برف !!!!

نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٢٦ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ توسط نظرات () |

Design By : nightSelect.com